شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 83

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

10 . تا - باشد كه / تا نگويى كه بهشت از آدم بازستندند a 41 . صفت تفضيلى در روح الارواح علامت صفت تفضيلى « تر » بسيار زياد به كار رفته و در مواردى با كاربردهاى عادت‌شدهء فارسى زبانان فرق دارد مانند : خواجه‌تر / يكى كسرىوار طاق بركشيد تا خواجه‌تر بود a 82 . شده‌تر / هرچند شعاع آفتاب تيزتر ، ديدهء او در آن جمال شده‌تر . گنجاتر / هر وعايى كه فراخ‌تر بود گنجاتر بود a 147 . قيدها 1 . قيدهاى فارسى / مانند بر حقيقت ( حقيقتا ) b 4 ، برفور ( فورا ) ، بعمد ، به عمدا ( عمدا ) b 4 . 2 . قيد كيفيّت « راست » / راست كه قدم آدم در عالم آمد كركس گفت : بدرود باش كه مردى در عالم آمد كه مرا از هوا فرود آرد a 99 / ، راست چون خرشيد عالم‌آراى از مطلع شرف خود سر برزند a 37 . 3 . قيدهاى مركب / مانند خرد خرد : خرد خرد قوّت اسلام پديد آمد a 114 ، وقت وقت : شبلى را مىآيد كه وقت وقتى در آن غلبات وجد خود مىگفت a 154 ، و قصّه قصّه تا به آخر بگفت : اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ a 134 . علامتهاى جمع كاربرد علامتهاى جمع در روح الارواح چونان ديگر نگاشته‌ها و مؤلّفات قرون چهارم تا ششم است ، به‌طورى كه قاعدهء مبتنى بر اين كه علامت « آن » براى جاندار ، و علامت « ها » براى « بىجان » به كار برود ، در آن ديده نمىشود . اما جمعهايى در اين كتاب هست كه استعمال آنها در ديگر متون كمتر ديده مىشود . آن / بطنان ( بطن‌ها ) ، صحيحان ( صحيح + ان - تندرستان ) : شبلى هم از بستر برخاست چنان كه صحيحان باشند a 169 ، فروتران a 114 ، مركّبان ( مركّب + آن ) ، يكتاآن : مركّبان را در ميان يكتاآن و مجردان آوردن شرط نيست a 111 ، گلبنان ( گلبن + آن ) a 110 . آن و ها در جمعهاى عربى / قومان b 115 ، مخلوقان a 110 ، ملايكتان ( ملايك